RSS
به درد نمي خورد
اين كه چه قدر بدم
بايد قرآن مي خواندم
سياه را
تو نبودي تنم كردند
شده بودم مثل مرده ها
اين قدر بغل كرده، چپ و راست صورتم را گريه كردند
كه نفهميدم نيستي
كه يعني كجا...
ببوسيد
نوازش كثافتِ موهام را گريه مي اندازد
« پنبه و پلاستيك اضافي »
با اين سياهي كه به تنم گريه مي كند
مسخره تر مي شوم
روي قبر
بدون كاغذ و خودكار
با شعري كه روي اسكناس مچاله مي شود