تبليغاتX
شعر به روايت مردگان -
فلسفه - شعر
 

 

 

شب را كه بكشي دور تا دور چشمهات

وشنبه كه خواب بماني از اتوبوس

شبيه تر مي شوي

به كسي كه چشمهاش را گم كرد پشت اين موها...

و باراني ات را حوالي پنج شنبه پيدا مي كنند

كه خواب رفته زير چرخ ها

حالا دوباره مثل كسي مي شوي كه احمق

برايت لواشك و شعر مي خريد

و از ترس

پشت يقه ي شعرهاش پنهان مي شد.

|+| نوشته شده توسط رضا گودرزي در جمعه پنجم اسفند 1384  |
 
 
بالا